{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Imaging Sensors
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حسگرهای تصویربرداری
معنی Imaging Sensors, معنی Iوشلهئل Sثئسخقس, معنی Imaging Sensors, معنی اصطلاح Imaging Sensors, معادل Imaging Sensors, Imaging Sensors چی میشه؟, Imaging Sensors یعنی چی؟, Imaging Sensors synonym, Imaging Sensors definition,
معنی productive
,
ترجمه productive
به فارسی,
معنی by
,
ترجمه by
به فارسی,
معنی Exacerbate
,
ترجمه Exacerbate
به فارسی,
معنی تابع، زیردست، افسر جزء، مادون، فرعی
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی